روزه ام وا می شود با برق چشمانی ز دور


برق چشمان سیاهی، تیر داغ یک نگاه

 

من بجز شهدلبش، چیزی نمیخواهم ، مگر


یک بغل آواز میخواهد دلم ، کنج سه گاه!

 

ماجد