یاد دوست (ماجد سپید شعر احساس )
قسم به آن روز در نیمه پاییزان
که برف نمی بارید
اما سرد بود و
برگ ریزان...!
قسم به بهت و حیرانی یاران
و حضور آنان
و خاک پریشان که
از دل زمین رویید...!
قسم به سکوت دختر
و اندوه و بیم
و گریه های خواهران
و ناله های "یتیم شدیم"...!
قسم به کفن سفید
و تربت غریب
و او که
در میان خاک آرمید...!
قسم به پژواک لااله الا الله
و صورت پژمرده برادر
و تاریکی ونحسی آن روز سیاه...!
قسم به آسمانی که تیره شد
و ابرهایی که
بغض کردند و نباریدند
و چشمانی که
بغض دیدند و باریدند...!
و قسم به تمام برگهای زرد و نارنجی
و تمام صف های رنگی
و تمام اشکهای بیشمار دلتنگی...!
که
یادش در دلهامان
و مهربانی اش در یادهامان
همیشه میماند...
ماجد پاییز98
پ.ن. برای درگذشت مجیدآقا
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۸ ساعت توسط ماجد
|
««گمان کردم تو همدردی!