قسم به آن روز در نیمه پاییزان

که برف نمی بارید
اما سرد بود و
 برگ ریزان...!


قسم به بهت و حیرانی یاران
و حضور آنان
و خاک پریشان که
از دل زمین رویید...!


قسم  به سکوت دختر
 و اندوه و بیم
و گریه های خواهران
و ناله های "یتیم شدیم"...!


قسم به کفن سفید
و تربت غریب
و او که
 در میان خاک آرمید...!


قسم به پژواک لااله الا الله
و صورت پژمرده برادر
و تاریکی ونحسی  آن روز سیاه...!


قسم به آسمانی که تیره شد
و ابرهایی که
بغض کردند و نباریدند
و چشمانی که
بغض دیدند و باریدند...!


و قسم به تمام برگهای زرد و نارنجی
و تمام صف های رنگی
و تمام اشکهای بیشمار دلتنگی...!


که
یادش در دلهامان
و مهربانی اش در یادهامان
همیشه میماند...

 

ماجد پاییز98

پ.ن. برای درگذشت مجیدآقا