خیس از تب شبانه ،،،، ( شعر ماجد اشعار ماجد عشق تب بی قرار )
..
خیس از تب شبانه
از دیده رفته ای تو ، بی عذر و بی بهانه
اما ز دل نرفتی ، عشقت کشد زبانه
من بی شکیب و انگار، این دل سرای غمها
اشکم چه بی قرارست،امشب دراین میانه
اشکی فشانده ام من، اشکی زقلب عاشق
برگونه های خیسی ، خیس از تب شبانه !
بر من نظر کنی یا ، بی اعتنا گذر ،، با
یک خاطره به یادت ، اشکم شود روانه
من بی قرارم اما ، در دل امیدم آنکه
برموج غم تو باشی، ای بهترین، کرانه
ماجد
95/4/31
««گمان کردم تو همدردی!