شکایت شعر ماجد اشعار ماجد شکایت نورجهان
شکایت
.
از ناله ي من قلبِ پريشان گله دارد
"وز گريه ي من گوشه ي دامان گله دارد"
از سينه همي آه جگر سوز برآرم
گويي جگر از آه فراوان گله دارد!
آن سان بنوشتم زدل غمزده، نامه
انگار از اين خامه قلمدان گله دارد!
بس اشك فشاندم به ره قاصدك يار
از قاصدكان نور دو چشمان، گله دارد!
عمري ست كه من درسفر عشقم و اي داد
از پاي من آن خار مغيلان گله دارد!!
روزي بدمد سبزه و بلبل بسرايد
گيرم كه زمستان ز بهاران گله دارد!
ماجد
پ. ن
مصرع دوم منسوب به نور جهان بانو
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۶ ساعت توسط ماجد
|
««گمان کردم تو همدردی!