بمان

از نوشته های قدیمی...

آری...

از نوشته های قدیمیم...

قلب های آبی

از سروده های قدیمیم....

سبابه ی عشق!

از نوشته های قدیمیم...

جاده بی انتها...


محکوم...!!

سادگی...

آدمک...

گاهی با یه نفر حرف میزنی اما انگار حس نداره.مثل یک آدمک میمونه که خیال میکنی واقعیه اما واقعی نیست.آدم بی احساس مثل آدمک فلزی میمونه...

خدایا گریه نکن!


توضیح  تغییر در روند مطالب وبلاگم

بعضی ترانه ها یا مطالب یا اشعار میتونه دنیایی از احساس باشه. گاهی ممکنه احساس ما با احساس اون یکی باشه و باعث دلنشین تر شدن و بیاد موندنی تر شدن اون بشه.انگار  بیانگر کل احساس ماست و به قول معروف حرف دلمون رو میزنه. البته ممکنه ترانه ای یا مطلبی هم باشه که مارو به خاطرات گذشته ببره، کسی رو بیاد بیاریم، احساس جدیدی تو قلبمون بوجود بیاد، توی یه حال و هوای دیگه ببره و...

در مورد ترانه ها و اشعار و مطالبی که توی این وبلاگ میذارم باید بگم احساس خاصی نسبت بهشون دارم و تصمیم گرفتم مجموعه ای از اونها رو که دیدم یا شنیدم و دوست داشتم یکجا توی وبلاگم داشته باشم و یک آرشیو داشته باشم و البته در مورد آهنگ ها ،اکثرا بار اولیه که اون ترانه رو شنیدم (مثلا توی تاکسی یا خودروی یک دوست)و خوشم اومده و اینجا گذاشتم.

برا همین اصلا سبک خاصی یا خواننده خاصی رو دنبال نمیکنم (سرم ار این چیزام در نمیاد!)و چه بسا برای اولین باره که اسمشو شندیدم! ولی چون شنیدم وخوشم اومده درباره خواننده و ترانه جستجو کردم و بعدشم  اون ترانه رو اینجا گذاشتم.برا همین ممکنه هم ایرانی بذارم هم خارجی و هم سنتی.

تشکر از وقت شما.

عکسهایی از سفر به فردوس (خانه پدری)

نما از داخل اتاق

انارها در حال رسیدن است

و البته به ها

اما انجیر تمام شده

تو آنجا ...